دوستان گو نصیحتم مکنید که مرا دیده بر ارادت اوست
جنگ جویان بزور پنچه و کتف دشمنانرا کشند و خوبان دوست
تو که در بند خویشتن باشی عشق باز دروغ زن باشی
گر نشاید بدوست ره بردن شر یاریست در طلب مردن
آن شنیدی که شاهدی بنهفت با دل از دست رفته ای میگفت
تا ترا قدرخویشتن باشد پیش چشمت چه قدر من باشد
آنکس که مرا بکشت باز آمد پیش مانا که دلش بسوخت بر کشته خویش





نظر یادتون نره 




