دوستان گو نصیحتم مکنید که مرا دیده بر ارادت اوست
جنگ جویان بزور پنچه و کتف دشمنانرا کشند و خوبان دوست
تو که در بند خویشتن باشی عشق باز دروغ زن باشی
گر نشاید بدوست ره بردن شر یاریست در طلب مردن
آن شنیدی که شاهدی بنهفت با دل از دست رفته ای میگفت
تا ترا قدرخویشتن باشد پیش چشمت چه قدر من باشد
آنکس که مرا بکشت باز آمد پیش مانا که دلش بسوخت بر کشته خویش





نظر یادتون نره 



















یکی قطره باران زابری چکید
خجل شـــد چو پهنای دریــــا بدید

که جائیکه دریاست من کیستم
گر او هست حقا که من نیستم
چو خود را بچشم حقارت بدید
صدف در کنارش بجان پـــرورید
سپهرش بجائی رســـانید کار
که شد نامور لؤلؤ شـــــــاهوار
بلندی از آن یافت کو پست شد
در نیستی کوفت تا هست شد










بخر می و بخیر آمدی و آزادی که از طرف زمان در امان حق بادی
باتفاق همایون طلعت میمون دری زشادی بر روی خلق بگشادی
بهر مقام که پای مبارکت برسد زمانه را نرسد دست جور و بیداری
بزرگ پیش خدا بنده ای باشد که بند گان خدایش کنند آزادی
بهشت گر چه پر آسایشست و ناز و نعیم
جز آن متاع نیابی که خود فرستادی
ترا سلامت دنیا و آخرت باشد که بیخ خیر نشاندی و داد حق دادی
دعای زنده دلانت بلا بگرداند غم رعیت و درویش بر دهد شادی
خدای عز و جل از تو بنده خوشنودست
و زان پدر که تو فرزند پر هنر زادی
ملوک روی زمین بر سواد منشورت
نهاده سر چو قلم بر بیاض بغدادی

شنبه
===== رد شدم از کنارش پخش شدم
یکشنبه==
====== تو را دیدمش پرپر شدم
دوشنبه ==
=== تو خواب دیدمش بیدار نشدم
سه شنبه ==
===== دلم و هک کرده رفته تو
چهارشنبه==
= تو فکرش بودم که چی بهش بگم
پنچ شنبه
می خواستم که ببینمش بگم دوسش دارم
جمعه
==== شنیدم مرده منو تنها گذاشته رفته
